کتاب قوی سیاه
نویسنده : نسیم نیکلاس طالب
مترجم : محمد ابراهیم محجوب
انتشارات : آریانا قلم
موضوع : اجتماعی-آینده نگری-عدم قطعیت (نظریه اطلاعات)-کسب و کار ( 22 )
معرفی کتاب قوی سیاه
کتاب قوی سیاه؛ اندیشهورزی پیرامون ریسک اثر نسیم نیکولاس طالب به تأثیر رویدادهایی که وقوعشان را محال میپنداشتهایم میپردازد. موضوع محوری کتاب قوی سیاه پیشگیری از پیشبینی و مقاوم شدن در برابر شکست و رویدادهای منفی است. این کتاب برای ۳۶ هفته در فهرست کتابهای پرفروش نیویورک تایمز قرار داشت.
درباره کتاب قوی سیاه
کتاب قوی سیاه با مقدمهی جالبی آغاز میشود. نسیم نیکولاس طالب داستان جالبی را از مشاهدهی اولین قوی سیاه در استرالیا تعریف میکند. بعد توضیح میدهد که مشاهدهی تنها یک قوی سیاه این حقیقت را آشکار کرد یک مصداق میتواند باوری را بیاعتبار کند. باوری که حاصل هزاران سال مشاهدات تأییدی میلیونها قوی سفید بوده است. در حقیقت نظریهی قوی سیاه به بررسی اثرات شدید ناشی از برخی از رویدادهای بسیار غیرقابلپیشبینی و نادر و همچنین تمایل انسان به یافتن توضیحاتی ساده و دم دستی برای این رویدادها میپردازد.
نسیم نیکولاس طالب در کتاب قوی سیاه، تأثیر رویدادهایی که وقوعشان را محال میپنداشتهایم، پا را از این مسئله منطقی-فلسفی فراتر نهاده و وارد واقعیتی تجربی شده است. واقعیتی که میتواند قوی سیاه دنیای تفکرات ما باشد. رویدادی خارج از چهارچوب زندگی که تاثیری فوقٰالعاده میگذارد و ما را وامیدارد تا بعد از وقوعش به دنبال توضیحی برای علت آن باشیم.
نسیم نیکولاس طالب در این کتاب روشنگرانه که نقطه عطفی در تفکر مدرن محسوب میشود با نثری شیوا نشان میدهد که این رویدادهای قوی سیاه تقریبا همه مسایل مربوط به دنیای ما را توضیح میدهند؛ با این حال ما -و به ویژه متخصصان- نسبت به آنها نابیناییم. نویسنده با پرداختن به موضوع شکنندگی و مقاوم بودن در برابر قوهای سیاه، کمک میکند بهترین رویدادها را بشناسیم و از آنها به نفع خودمان بهرهبرداری کنیم.
کتاب قوی سیاه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب برای علاقهمندان به تئوریهای احتمال و تحلیلگران ریسک جذاب خواهد بود.
بخشی از کتاب قوی سیاه
منطق قوی سیاه موجب میشود نادانستههای ما نقشی بس مهمتر از دانستههای ما داشته باشند. توجه کنید که بسیاری از قوهای سیاه، به دلیل ناگهانی بودن، میتوانند وضع را بدتر کنند: به رویداد یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ بیندیشید. اگر در روز دهم سپتامبر، ریسک این پیشامد به شیوهای معقول قابلدرک بود، این پیشامد رخ نمیداد. اگر ریسک این پیشامد جدی بود، هواپیماهای جنگنده بر فراز برجهای دوگانه چرخ میزدند، هواپیماهای مسافری درهای ضدگلولهٔ قفلشده میداشتند، و این حمله صورت نمیگرفت؛ تمام. شاید هم چیز دیگری پیش میآمد. چه چیزی؟ نمیدانم.
آیا شگفتآور نیست شاهد رویدادی باشیم درست بهایندلیل که قرار نبوده روی بدهد؟ (یعنی چون انتظار نداشتهایم روی بدهد، برای پیشگیری از آن کاری نکردهایم.) ما در برابر چنین رویدادی چه دفاعی داریم؟ اگر دشمن شما بداند که شما چه چیزی را میدانید (مثلاً اینکه نیویورک برای عملیات تروریستی هدفی آسان است) دیگر دانستن آن چیز ارزشی نخواهد داشت. شاید عجیب باشد که در چنین بازی استراتژیکی، آنچه میدانید شاید بهراستی کمارزش باشد.
این مطلب دربارهٔ همهٔ کسبوکارها صادق است. فرض کنیم در کار رستوران کسی بخواهد با بهرهگیری از یک «دستور پخت رمزی» درآمد کلانی به جیب بزند. اگر دستور پخت او آشکار و شناختهشده باشد رستوران همسایه نیز از آن پیروی میکند و آن دستور پخت همهگیر میشود. پول کلان هنگامی از رستوران به دست میآید که اهالی این شغل بهآسانی نتوانند سر از دستور پخت درآورند؛ یعنی این دستور تااندازهای دور از انتظار باشد. هرچه پیروزی در این کار غافلگیرانهتر باشد شمار رقیبان کمتر، و کسی که نخستینبار آن را انجام داده موفقتر خواهد بود. در کار کفش و کتاب نیز وضع همین است –یا هر کسب دیگر. این قاعده دربارهٔ نظریههای علمی نیز مصداق دارد –کسی دوست ندارد سخنان کمارزش بشنود. درمجموع میتوان گفت در سرمایهگذاریهای مخاطرهآمیز، احتمال برگشت سرمایه با مقدار برگشتی نسبت وارونه دارد.
